درباره وبلاگ

اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَفْسَکَ لَمْ أَعْرِفْ رَسُولَکَ‏، اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی رَسُولَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی رَسُولَکَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَکَ‏، اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی حُجَّتَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی
مطالب حلقه وصال
امکانات وبلاگ







  • بازدید امروز: 46
  • بازدید دیروز: 124
  • کل بازدیدها: 33248
پنج شنبه 28 اردیبهشت 91 :: 7:13 صبح ::  نویسنده : بهار





با خودم فکرمیکردم:چقدربازی با کلمات ما خوبه!ازآقا گفتن،با امام زمان حرف زدن چقدرآسونه!اما عمل کردن...دریغ!
چقدردل مولا رو شکستیم!چقدرتا یه جاهائی آقا  رو  همراهی کردیم و خسته شدیم  و درجا زدیم!
چقدر همایش ،کنگره،نشست...برپا  کردیم و جایزه  دادیم و جایزه گرفتیم و به نتیجه...! رسیدیم یا نرسیدیم!؟

چندین چراغ داریم وبیراهه میرویم!

فریاد فریاد!ای گروه مدعیان انتظار!فقط یه کلام:باید بفهمیم ،درک کنیم که باید کسی بیاید وتا نیاید  همین اش است وهمین کاسه!باید بخواهیم که بیاید!باید بخواهیم...



                                      
 
 
مثل هر بار برای تو نوشتم:

دل من خون شد ازین غم، تو کجایی؟
و ای کاش که این جمعه بیایی!
دل من تاب ندارد، همه گویند به انگشت اشاره، مگر این عاشق دلسوخته ارباب ندارد؟
تو کجایی؟ تو کجایی...


و تو انگار به قلبم بنویسی:


که چرا هیچ نگویند
مگر این منجی دلسوز ، طرفدار ندارد ، که غریب است؟
و عجیب است
که پس از قرن و هزاره
هنوزم که هنوز است
دو چشمش به راه است
و مگر سیصد و اندی نفر از شیفتگانش ، زیاد است
که گویند
به اندازه یک « بدر » علمدار ندارد!
و گویند چرا این همه مشتاق ، ولی او سپهش یار ندارد!

تو خودت!
مدعی دوستی و مهر شدیدی که به هر شعر جدیدی،
ز هجران و غمم ناله سرایی ، تو کجایی؟
تو که یک عمر سرودی «تو کجایی؟» تو کجایی؟

باز گویی که مگر کاستی ای بُد ز امامت ، ز هدایت ، ز محبت ،
ز غمخوارگی و مهر و عطوفت
تو پنداشته ای هیچ کسی دل نگران تو نبوده؟
چه کسی قلب تو را سوی خدای تو کشانده؟
چه کسی در پی هر غصه ی تو اشک چکانده؟
چه کسی دست تو را در پس هر رنج گرفته؟

چه کسی راه به روی تو گشوده؟
چه خطرها به دعایم ز کنار تو گذر کرد
چه زمان ها که تو غافل شدی و یار به قلب تو نظر کرد...

و تو با چشم و دل بسته فقط گفتی...
تو کجایی!؟ و ای کاش بیایی!
هر زمان خواهش دل با نظر یار یکی بود، تو بودی...
هر زمان بود تفاوت ، تو رفتی ، تو نماندی.
خواهش نفس شده یار و خدایت ،
و همین است که تاثیر نبخشند به دعایت ،
و به آفاق نبردند صدایت
و غریب است امامت
من که هستم ،
تو کجایی؟
تو خودت ! کاش بیایی
به خودت کاش بیایی...!




موضوع مطلب :
چهارشنبه 27 اردیبهشت 91 :: 8:30 عصر ::  نویسنده : بهار

یکشنبه 27 اردیبهشت 88تلفن به صدا دراومد،آقامون بود،با صدای گرفته وحزن آلوده ای سلام کرد...
تعجب کردم!چی شده....
آیت الله بهجت....نتونست حرفشو تموم کنه...
گوشی رو گذاشتم،گریه امونم نمیداد...مامان !چرا گریه میکنی؟...
دخترم هم خیلی اقا رو دوست داشتند...تازه به سن تکلیف رسیده بودن وبه گفته خودش قشنگترین نمازی که خوندنمازی بود که به آقا اقتدا کردند...
اونم زد زیرگریه....
شاید باورش برا خیلی هاسخت باشه!کما اینکه یه بنده خدائی گفت اغراق میکنید..
ولی به خدا عین حقیقت بود.خانوادگی بهشون ارادت داشتیم هرچند عملا شاید...!


وسه سال گذشت...


ازغصه می میرم ،مرا مگذارو مگذر......!



روحش شاد..




موضوع مطلب :
سه شنبه 19 اردیبهشت 91 :: 10:12 عصر ::  نویسنده : ♣;.مسافرکربلا.♣

بسم الله الرحمن الرحیم
بیرون آمدن حضرت مهدى (ع ) و نماز گزاردن آن حضرت همه جا منتشر شد. کارگزاران و ماموران معتمد عباسى به خانه امام حسن عسکرى (ع ) هجوم بردند، امّا هر چه بیشتر جستند کمتر یافتند، و در چنین شرایطى بود که براى بقاى حجت حق تعالى ، امر غیبت امام دوازدهم پیش آمد و جز این راهى براى حفظ جان آن (خلیفه خدا در زمین ) نبود؛ زیرا ظاهر بودن حجت حق و حضورش در بین مردم همان بود و قتلش همان .

پس مشیت و حکمت الهى بر این تعلق گرفت که حضرتش را از نظرها پنهان نگهدارد؛ تا دست دشمنان از وى کوتاه گردد، و واسطه فیوضات ربانى ، بر اهل زمین سالم ماند. بدین صورت حجت خدا، هر چند آشکار نیست ، امّا انوار هدایتش از پس پرده غیبت راهنماى موالیان و دوستانش مى باشد. ضمنا این کیفر کردار امت اسلامى است که نه تنها از مسیر ولایت و اطاعت امیرالمؤ منین على (ع ) و فرزندان معصومش روى برتافت ، بلکه به آزار و قتل آنان نیز اقدام کرد، و لزوم نهان زیستى آخرین امام را براى حفظ جانش ‍ سبب شد.

در این باب سخن بسیار است و مجال تنگ ، امّا براى اینکه خوانندگان به اهمیت وجود امام غایب در جهان بینى تشیع پى برند؛ به نقل قول پروفسور هانرى کربن - مستشرق فرانسوى - در ملاقاتى که با علامه طباطبائى داشته ، مى پردازیم :
(به عقیده من مذهب تشیع تنها مذهبى است که رابطه هدایت الهیه را میان خدا و خلق ، براى همیشه ، نگهداشته و بطور استمرار و پیوستگى ولایت را زنده و پا بر جا مى دارد...
تنها مذهب تشیع است که نبوت را با حضرت محمّد - صلى اللّه علیه و آله و سلم - ختم شده مى داند، ولى ولایت را که همان رابطه هدایت و تکمیل مى باشد، بعد از آن حضرت و براى همیشه زنده مى داند. رابطه اى که از اتصال عالم انسانى به عالم الوهى کشف نماید، بواسطه دعوتهاى دینى قبل از موسى و دعوت دینى موسى و عیسى و محمّد - صلوات اللّه علیهم - و بعد از حضرت محمّد، بواسطه ولایت جانشینان وى (به عقیده شیعه ) زنده بوده و هست و خواهد بود، او حقیقتى است زنده که هرگز نظر علمى نمى تواند او را از خرافات شمرده از لیست حقایق حذف نماید... آرى تنها مذهب تشیع است که به زندگى این حقیقت ، لباس دوام و استمرار پوشانیده و معتقد است که این حقیقت میان عالم انسانى و الوهى ، براى همیشه ، باقى و پا برجاست )  یعنى با اعتقاد به امام حىّ غایب .

برگرفته از کتاب
: چهارده اختر تابناک ( مولف : احمد احمدی بیرجندی )




 دست خالی ، پای خسته ، رهسپار کوی یارم
یک  نیستان  ناله در دل ،  از غم  هجر نگارم


درد بی درمان ما را نام زیبای  تو  درمان
موج دستانی شکسته ، باز هم در انتظارم


صحبت از چاه است و یوسف ، از دو چشم کور یعقوب
از همان خال سیاه و از همه دار و ندارم


از دو چشم زخمی مَه ، تا تن تبدار خورشید
در پی تو دل شکسته ، رس به داد قلب زارم


آسمانم بی ستاره ، روزهایم چون شب تار
از غم هجرانت آقا ، دوست دارم خون ببارم


دوست دارم تا ببینم چهره نورانیت را
بعد دیدار رخ تو ، آرزویی من ندارم


(حسین سنگری)




موضوع مطلب :
پنج شنبه 17 فروردین 91 :: 12:16 عصر ::  نویسنده : بهار


فاطمیه  آمدوآن مونس  و همدم  کجاست؟
شمع میپرسد ز پروانه گل نرگس کجاست؟

در  عزای مادرت  یابن الحسن   یکدم   بیا ،
تا نپرسد این جماعت بانی مجلس کجاست.


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/99121147648415693880.jpg


شکر حق ما هم گرفتار غم مولا شدیم
همنشین روضه های مادرش زهرا شدیم

این حضور با صفا با دعوت چشمان اوست
تا به جمع فاطمیون زمانه جاشدیم

گرچه گم کردیم خود را بین بازار گناه
فاطمیه سر رسید و باز هم پیدا شدیم

قطره ای از جام زهرا را به لطف مهدی اش
بر مشام جان زدیم و شهره ی دنیا شدیم


گر چه ما را عده ای مجنون زهرا خوانده اند
سر خوش از این افتخاریم و بدان رسوا شدیم

کاش امشب بین روضه فاطمه گوید به ما
مورد تأیید فرزندش گل طاها شدیم


شاید امشب یک دعا از جمع ما شد مستجاب
شد مدینه قسمت و آنجا همه شیدا شدیم





موضوع مطلب :
جمعه 11 فروردین 91 :: 9:36 صبح ::  نویسنده : بهار



 


میگفت:پاشو بریم خونه حاجی،بالاخره بزرگتره،بزرگی گفتن،کوچیکی گفتن،ما بریم اول به خودمون احترام گذاشتیم....سریع گاردی گرفت وبا تندی گفت:مگه من سبکم!؟ گفتند:دیدو بازدید! ما بریم اون نیاد بازدید که نمیشه!....
اصل نوشت:

آقای مهربونم!هرسال با ذوق وشوق  وافر به دیدنت میایم...هرچند دست خالی وروسیاه وشرمنده!اما تو بزرگواری!
مولا دلمون رو نشکن !منتظریم که قدوم سبزت رو بردیدگان حقیرمون بگذاری...!
آقا دل کویریمون بارش مهرتو را میطلبد...!آقا کی میای بازدیدمون !؟ منتظرباشیم...؟!دلت میاد بازم  ما سال رو بدون حضورت به انتها برسونیم...دلت میاد آقا....:(



ای امید همه ی قلب دو  عالم  مپسند!
از تو  نومید  شود  ذره ی  بی مقداری!





موضوع مطلب :
پنج شنبه 3 فروردین 91 :: 12:10 عصر ::  نویسنده : بهار

 



 


شمارش معکوس آغاز میشود!کمتراز40 ثانیه دیگرتا تحویل سال نو نمانده است...

چشمهای منتظر...
اشک..دستهای دعا...

 وقتی می امدی خیلیها التماس دعا گفتند،یک به یک یادت می آید...

اما!
آقای مهربانم!به حاجات خودم گفتم خاموش!بگذارید فقط آمدن تو را فریاد کنم!اگربنا به اجابت است باید راس همه دعا ها این دعا اجابت شود...

*یا مقلب القلوب والابصار...
همه با هم زمزمه کردند ...

آقا برای امدنت دعا کردیم !تو خودت دعا نکردی!؟
چقدردلمان برایتان تنگ شده است!چگونه بهاررا بی تو اغازکنیم!
*

آقای غریبم که دلتنگ توام!یکباردگربهارامد بی تو!:((

وبازدرحسرت دیدارتو همچنان باید ثانیه به ثانیه انتظارکشید!آه!چقدرسخت است اگرثانیه ها دست به دست هم دهند ،پابه پای هم بروند وبدوند وسالی دیگر....نه....نه....انتظاربس است  دیگر...خدایاااااااااااااااااااااا!فرج مولایمان را برسان!غربت بس است...

بس است انتظار...:((


http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up2/46450020151495134801.jpg



پ.ن:
خواستم ازلحظه تحویل سال مسجد مقدس جمکران عکس و فیلم بگیرم ،اما دلم نیومد لحظات قشنگ دعا رو ازدست بدم !ومتاسفانه نتونستم شخصا اون لحظه را برای شما مستند کنم!...




موضوع مطلب :
جمعه 26 اسفند 90 :: 11:15 عصر ::  نویسنده : بهار

 



این روزها خسته است!کاش حضورنابش رخ مینمودتا تمام خستگیهایش به یکباره رخت برمی بست!دلم را میگویم!خسته ازرفتن ونرسیدن!خسته ازبارگناه!خسته از....
این روزها دنبال یک نورمیگردد...کجاست روزنه های امیدو ضیاء تا بینایش کند؟!چشمانم را می گویم!کم سو شده است نمیبیندنورعشقش را!...

این روزها...

این روزهاکه چشمبراه بهاریم...کجاست نسیمی که رایحه دلنوازحضورش را با خود به ارمغان آورد؟!
کجاروئیده اند شکوفه هائی که با تبرک ازتابش نوروجودش شکوفا شده اند؟!...
کجاروئیده اند سبزینه هائی که قراراست  فرش قدمهایش گردند؟!

این روزها منتظربهاریم...وبهارحضورت را بیش ازپیش چشمبراه..

واما،آقای مهربانم!مهدی جان!این چندمین سال است که تحویل سال را به عشق تو به جمکران می آیم!!
میشود امسال.....
آقای قریبم!غریبانه های دلم را دریاب!...


 
کاش امسال سرسفره هفت سینمان مهمان شوی...نمی دانم آنجا تو میزبانی یا میهمان!اما مگرنه اینکه بزرگترها باید به کوچکترها عیدی بدهند؟!...بابای مهربانمان عیدیمان فراموش نشود!حضورت را،ظهورت را،بودنت را....بودنت را....



صد مبارک به تو آن عید که فردا باشد
نـوروز  نـوید   وصـل  دلـها   بـاشـد

امـیـد  که  با   فضل   خداوند  جـلـیّ
سـال  فـرج  مـهـدی زهـرا  (س) باشـد




موضوع مطلب :
چهارشنبه 10 اسفند 90 :: 9:34 عصر ::  نویسنده : بهار



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31383547459928567161.gif

از ازل آب و   گلم  گفت :   که من    کوثری ام
فاطمی دین و حسینی ، حسنی ،  حیدری ام

همه ی دلخوشی ام  ای  گل زهرا  این  است
که   خوش   اقبال   از  این  مرحمت  داوری ام


سر  در  قصر  بهشتی     دلم           بنوشتند
که        مسلمان    مرام   حسن عسگری ام


چه   کسی   مثل من دل   شده دلبر   دارد ؟
چه  کسی  مثل تو ای دوست  کند دلبری ام ؟


من  که  مجنونم  و  آشفته –  تورا  می خوانم
سر  بازار   غمت -یوسف    من –   مشتری ام


به همه  نسل  بنی  فاطمه   سوگند   که  من
تا    صف   حشر    بگویم    که  علی اکبری ام


آری آری بخدا کف زدن اینجاست  حلال
که حسن داده مرا وعده دیدار و  وصال


آسمان   مهر   وتولای   تو    دارد    آقا
عرش  درسینه  تمنای  تو    دارد    آقا


حور    و  قلمان   بهشت   اند  گدای   نفست
باغ رضوان    سر     سودای   تو    دارد    آقا


از شعاع  افق   چشم  تو     بالاتر   چیست؟
ماه    سودای    قدم های    تو    دارد     آقا

به وجود تو امام حسن عسگری است
که به کنعان دلم یوسف  زهرا    دارم


ای بنازم به  مقامت که  امانت   داری
من  امان نامه   ز امضای  تولا    دارم

حاجت  روی  جگر  گوشه  تو  ما  را  کشت
ای  بسا  دست  توسل  به  تو  مولا  دارم

مادرت   منتظر     آمدن     مهدی    توست
صبح  میلاد  تو  هنگامه  هم  عهدی  توست


سامرا  خاک  گل  ماست  خدا  می داند
خاک  من  از  گل  مولاست  خدا  می داند


نظر   از   سامره   بردار   دلم   را    بنگر
حرم  عسگری  اینجاست  خدا   می داند


نه من از کوی تو دورم به همین منزل چند
بعد منزل نه به اینهاست  خدا  می داند

حج تویی کعبه تویی در دل من خانه توست
طوف   کوی  تو  مهیاست  خدا   می داند


حرم و  گنبد و گلدسته تو  در  عرش است
عرش   زوار  دل  ماست   خدا   می داند


طلب و دعوت و همت همگی نزد شماست
ورنه   دل   قافله   پیماست    خدا می داند



شاعرمحمود ژولیده




موضوع مطلب :
شنبه 6 اسفند 90 :: 10:58 صبح ::  نویسنده : بهار

 



 


فوکویاما در کنفرانس اورشلیم با عنوان «بازشناسی هویّت شیعه» می‌گوید:

شیعه، پرنده‌ای است که افق پروازش خیلی بالاتر از تیرهای ماست. پرنده‌ای که دو بال دارد: یک بال سبز و یک بال سرخ.

او بال سبز این پرنده را مهدویّت و عدالت خواهی و بال سرخ را شهادت‌طلبی که ریشه در کربلا دارد و شیعه را فنا ناپذیر کرده است، معرفی می‌کند
.فوکویاما معتقد است شیعه بُعد سومی هم دارد که اهمیّتش بسیار است.


 او می‌گوید:  این پرنده، زرهی به نام ولایت پذیری به تن دارد و قدرتش با شهادت دو چندان می‌شود. شیعه، عنصری است که هر چه او ا از بین می‌برند، بیشتر می‌شود.مهندسی معکوس برای شیعیان این است که ابتدا ولایت فقیه را خط بزنید. تا این را خط نزنید، نمی‌توانید به ساحت قدسی کربلا و مهدویّت تجاوز کنید... برای پیروزی بر یک ملّت باید میل مردم را تغییر داد... ابتدا ولایت فقیه را خط بزنید، در گام بعد، شهادت طلبی این‌ها را به رفاه‌طلبی تبدیل کنید. اگر این دو تا را خط زدید، خود به خود اندیشه‌های امام زمانی از جامعة شیعه رخت می‌بندد... شما بیایید برای غرب هم امام زمان و کربلا و ولی فقیه بتراشید..


فوکویاما برای این کار، مکتب جدیدی به نام اونجلیس عرضه کرد. مکتبی که قدمتش به 1987 میلادی بر می‌گردد. طرفداران این مکتب معتقدند عیسای ناصری خواهد آمد. فوکویاما به آن‌ها توصیه می‌کند در فیلم‌هایشان هر چه را شیعیان دربارة امام زمان می‌‌گویند، بر شخصیّت عیسای ناصری تطبیق بدهند. بر اساس دستور فوکویاما، فیلم‌هایی بر اساس مدل «روایت فتح» شهید آوینی، ساخته شد؛ با همان اسلوب متن و با به کارگیری مؤلّفه‌های احساسی برنامه‌های شهید آوینی، با همان تیپ‌ها و همان دیالوگ‌ها که شهید آوینی‌ می‌گفت.


فیلم نجات سرباز رایان با محتوای تجلیل از مادر سه شهید؛ فیلم نبرد پرل هاربر با محتوای جنگ جنگ تا رفع فتنه‌ در عالم؛ فیلم زمانی سرباز بودیم با تئوری بازسازی کربلا و بر اساس الگوی عملیّات کربلای 5؛ فیلم سقوط شاهین سیاه، بازسازی صحنةکربلا، فیلم جن‌گیر که در آن از نمادهای اسلامی شیعه استفاده شده بود.


نکته:
در تمامی این فیلم‌ها، بر اساس نظریة فوکویاما، امام حسین(ع) و کربلا، یک طرف و سوی دیگر، شمر است. لباس هم بر اساس الگوی شیعی انتخاب شده است. لباس سربازان امریکایی، سبز رنگ و لباس سربازان مقابل، قرمز است ؛ آن هم به دلیل تقدّس این رنگ در آرمان‌های شیعی. هنر پیشه‌ها تا پایان فیلم ناشناخته‌اند و همچنین تا آخر فیلم فقط نقش‌های قدسی بازی می‌کنند..وشیعه امروز باید بیدارترازدیروزباشد وبه شوق پرواز برآسمان مدینه فاضله مهدوی باید هوشیارباشد...




ادعای   دوستی   دارم    ولی  ای  وای   من
روز و شب ها گریه کرد از دست من مولای من


روزها رفت و من از مولای خوبم غافلم
هر کسی   را  جا  داده ام  اندر  دلم


ظاهرآ  مجنون و  او  لیلای  بی همتای  ماست
باطنا   لیلی  ما   دنیای   پر   غوغای  ماست...




موضوع مطلب :
چهارشنبه 12 بهمن 90 :: 4:1 عصر ::  نویسنده : بهار

http://www.up.98ia.com/images/mn77lpy4vg0nr4hoq2uq.gif


من مهدی آل محمدم...


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/52749770656035748798.jpg



1-من مهدى و قائم الزمان هستم. من آن کسى هستم که زمین را پر از عدل مى‏کنم، همانگونه که پر از ستم شده است. زمین هرگز از حجت خالى نمى ‏ماند و مردم در وقفه نمى‏ مانند و این امانتى است که جز به برادرانت از اهل حق مگو .(1)

2. من ذخیره خدا در زمین و انتقام گیرنده دشمنانش هستم.(2)


3. من آخرین وصى هستم که خداوند بزرگ به وسیله من گرفتارى‏ها را از خاندان و شیعیانم دور مى‏ گرداند.(3)

4. من هنگام قیام آنچنان قیام خواهم کرد که بیعت هیچ یک از سرکشان به گردنم نیست.(4)


5. کیفیت بهره ‏بردارى مردم از من در زمان غیبت، همانند بهره ‏بردارى آنان از خورشید است، هنگامى که ابر خورشید را از دیدگان پنهان کند.(5)

6. وجود من براى اهل زمین موجب امان است، همانگونه که ستارگان براى اهل آسمان‏ها موجب امان هستند.(6)


7. زمین هیچگاه خالى از حجت نیست، یا آن حجت آشکار است یا پنهان.(7)

8. هنگامى که خدا به ما اجازه سخن گفتن بدهد، حق آشکار شود و باطل‏ نابود گردد.(8)


9. هر کس که ما از او بیزارى جوییم، خدا و فرشتگان و پیامبران و اولیایش نیز از او بیزارى مى‏ جویند.(9)

10. اما ظهور فرج، پس آن به اراده خدایى است که یادش بزرگ است و هر کس(براى ظهور) وقت تعیین کند، دروغ گفته است.(10)


11. براى تعجیل فرج بسیار دعا کنید، زیرا همین موجب فرج و گشایش شماست.(11)

12. از آنچه برایتان سودى ندارد پرسش نکنید و خود را براى دانستن آنچه از شما نخواسته‏ اند به زحمت نیندازید.(12)


13. فاطمه(علیهاالسلام) دختر پیامبر(صلی الله علیه و آله) براى من الگو است.

14. از خدا بترسید و تسلیم ما شوید و کارها را به ما بسپرید. پس بر ماست که شما را از سرچشمه سیراب برگردانیم، همانگونه که بردن شما به سوى سرچشمه به ‏وسیله ما بوده است و در پى آنچه از شما پوشیده شده است، نروید.(13)


15. از راه راست به راه چپ منحرف نشوید و مقصد خود را با دوستى ما بر اساس راهى که روشن است، به طرف ما قرار دهید.(14)

16. هر فردى از شما باید به آنچه عمل کند که به وسیله آن به دوستى ما تقرب جوید و از آنچه او را پست مى‏گرداند که همانا ناخوش داشتن و خشم ماست، دورى نماید.(15)


17. ما از رسیدگى و سرپرستى شما کوتاهى نمى‏کنیم و یاد شما را از خاطر نمى ‏بریم که اگر جز این بود از هر سو گرفتارى بر شما فرود مى ‏آمد و دشمنان، شما را از بین مى ‏بردند، پس از خداى بزرگ بترسید.(16)

18. اگر محبت شما را نداشتیم و صلاحتان را نمى‏دیدیم ترحّم و شفقت بر شما نبود، گفت و گوى با شما را ترک مى‏کردیم.(17)

19. اموالى که شما به ما مى‏ رسانید، ما آنها را نمى‏پذیریم، مگر آن که پاکیزه شوید. پس هر کس مى‏خواهد آنها را به ما برساند و هر کس مى‏خواهد نرساند، آنچه خدا به ما داده بهتر است از آنچه به شما داده است.(18)


20. از رحمت خدا دور است دور! کسى که نماز مغرب را به اندازه ‏اى به تأخیر بیندازد تا ستاره ‏ها آشکار شوند. از رحمت خدا دور است دور! کسى که نماز صبح را به اندازه‏ اى تأخیر بیندازد، تا ستاره ‏ها ناپدید شوند.(19)


21. هیچ چیز مانند نماز، بینى شیطان را به خاک نمى ‏ساید. پس نماز بخوان و بینى شیطان را به خاک بساى.(20)

22. وقتى براى هیچ کس جایز نیست که در مال دیگران بدون اجازه آنان تصرف کند، پس چگونه این کار در مال ما جایز مى‏شود؟(21)





ادامه مطلب ...


موضوع مطلب :

1   2   3   >   


پیوندها